...کلبه ی تنهایی من
...چـقـدر دروغـ نـوشـتـنـد در كـتـابـهـايـ فـارسـيـ مـانـ... "رفـتـنـ" كـهـ لازمـ نـبـود
در نهان به آنانی دل می بندیم که دوستمان ندارند ... در آشکار از آنانی که دوستمان دارند غافلیم و شاید این است دلیل تنهایی ما..... عشق یعنی سوز نی ، آه شبان ولی پدر یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ
میکند... خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست... فقط هیچ کس
نمیبیند و نمیداند... که چقدر دیگر میتواند بنویسد;(
زندگی زیبا تر بود اگر این همه نامرد نداشت
گاه باید خندید، بر غمی بی پایان . . .
آدمی در آغوش خدا غمی نداشت. ايـن دلـــ ِ دو حـرفـي ِ مـن...
حـــــواســــــم را هـــــر کجــــا
نامردیست آن همه اشک را به یک چشمک فروختن...
تــازگيـ هــا دِلـَـم نـَـفَهمـ
شـُـده!
کاش همانطور که از شکستن تکه ای شیشه
بر میگردی و نگاهش میکنی
اصلا نگران نباش...
خواهش میکنم ، بی حوصلگی هایم را ببخش... بدخلقی هایم را فراموش کن...
بی اعتنایی هایم را جدی نگیر...
هنوز دوستم داری...!!!
یک نفر... یک جایی... یک
وقتی... تمومه رویاهاش لبخند تو بود؛ پس یه جایی، یه وقتی ،با یه لبخند
یادش کن. One… In one place… In one moment… All dreams
was your laughing; So In one place, in one moment remind him with
one smile ما آدما همیشه صداهای بلند
میشنویم؛پر رنگ ها را میبینیم و کارهای سخت را دوست داریم! غافل
از اینکه خوب ها آسون میان، بیرنگ میمونن و بیصدا میرن. Always we hear just loud voice , we see the
chromatic , we love hard work Alas that the goods come easy ,stay colorless
, leave voiceless گفتی دوستت دارم قلبم از همیشه
تندتر تپید.لبخند زدم و باورت کردم با اینکه میدونستم لب ها دروغ میگن. با صدات نوازش کردی ،تپش قلبت
رو احساس کردم ! مهربونو پاک بود. نگاهت گرم و دلنشین ! صدات آرامش دل ! نفست بوی
بهار عشق بود ! به تو تکیه کردم و آروم شدم. با
تو از همه چیز در امان بودم. You say : You love me, my heart beats faster.
I smiled & believe you, but I Knew thtat your lips are liar. You patted with
your voice & I felt your heart Beats ! It was kind & pure. Your glance
was hot & beautiful ! Your voice Was solace of heart. Your breathe smelled spring of love ! I leaned to you And felt solace I was in safe with you شاید بگی که هنوز هم من رو می
خوای Maybe you’ll say you still want me شاید بگی دیگه منو نمیخوای Maybe you’ll say that you don’t want me شاید گفتیم همه چیز تموم شده Maybe we said it was over ولی But عزیزم! نمیتونم بذارم بری... Baby , I can’t let you go عشق یعنی:با چشم بسته کسی را
دیدن و از بین همه دلتنگ یک نفر شدن... Love means to see
someone with closed eyes,to miss someone in crowd
عشق یعنی با جهان بیگانگی
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر
عشق یعنی سجده ها با چشم تر
عشق یعنی سر به دار آویختن
عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی در جهان رسوا شدن
عشق یعنی مست و بی پروا شدن
عشق یعنی سوختن یا ساختن
عشق یعنی زندگی را باختن
عشق یعنی انتظار و انتظار
عشق یعنی هرچه بینی عکس یار
عشق یعنی دیده بر در دوختن
عشق یعنی در فراقش سوختن
عشق یعنی لحظه های التهاب
عشق یعنی لحظه های ناب ناب

و دل آدمها
اینهمه قصه ی پراز درد نداشت
زندگی زیبا بود
اگر از غصه تهی
اگر از غم خالی
و نهان بود زمان در گذر ثانیه ها
خوب می شد گاهی آدمک می خندید
سایه ها رنگ نداشت
و زمین قدر نفس های تو عاشق می شد
سبز می شد ای کاش خط خونین افق
کاش اندوه به اندازه ی یک سوزن بود
و کسی ترس نداشت
و دلی تنگ نبود
که چنین سخت به من میگیری
با خبر باش که پژمردن من آسان نیست
گرچه دلگیرتر از دیروزم
گرچه فردای غم انگیز مرا میخواند . . .
لیک باور دارم؛
دلخوشی ها کم نیست
زندگی باید کرد!
.
.
.
زندگی باید کرد
گاه با یک گل سرخ . . .
گاه با یک دل تنگ . . .
گاه باید رویید در پس این باران
تاتواني به جهان باهمه كس يارمشو-
خويش راخارنكن لوتي بازارمشو-
تكيه برخلق مزن؛عازم گفتارمشو!
بابشردرهمه جامحرم اسرارمشو!
اين رفيقان كه همه مايل ديدارتواند؛
به خداوندجهان مايل دينارتواند!
باچنين طايفه اي مونس وغمخوارمشو!
ماكه رفتيم ونديديم وفاازدوستان؛
نيست يك رنگ دراين جا تو گرفتار مشو;(
پیش خدا حسرت هیچ بیش و کم نداشت.
دل از خدا برید و در زمین نشست.
صدبار عاشق شد و دلش شکست.
به هر طرف نگاه کرد راهش بسته بود.
یادش آمد یک روز دل خدا را شکسته بود:(
مجنون لبخندی زد وگفت:عاشق بنده ای هستم و تورا ندیدم ،تو عاشق خدایی و مرادیده ای!!!...

خـيـلـي حـرف داره...
خـ ـيـ ـلـ ـي...!
کــــــه پــــرتــــــــــــــ می کنـــــم
بـــــاز هــم کنــار تــــــــــــــو می افتـــد...
هـَـر چــهـ مــي گويــَم رَفــتـــ...
بـاز هـَم سـازِ مُخــالِفـ ميزَنــَد!
بـاز هــم بـا ديــدنِ اِسـمشـ ميـ لـَـرزَد!
وقتی دل مرا شکستی ، یکبار بر میگشتی
فقط نیم نگاهی میکردی...
جايت خالي نيست...
جايت را درد نبودنت پر کرده است...!
در عوض من هم تو را می بخشم که مسبب همه ی اینهایی ...
دستهای گریزانت را باور ندارم
قدم های هی دور و دورتر رفته ات را باور ندارم
من فقط به چشم هات ایمان دارم
فقط به چشم هات...
همان ها به من می گویند

| Design By : Mihantheme |



